حکمم تو کنی و عاصیم نام نهی
اول از همه لازمه روز پزشک رو(که گذشت) به جامعهی زحمتکش پزشکان و خودم (عقده ای!!!) تبریک بگمبعد هم یه شعر از شاعر محبوب خودم میذارم تا حال کنید

بر من قلم قضا چو بی من رانند پس نیک و بدش را ز چه از من دانند
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو فردا به چه حجتم به داور خوانند
* * *
بر رهگذرم هزار جا دام نهی گویی که بگیرمت اگر گام نهی
یک ذره ز حکم تو جهان خالی نیست حکمم تو کنی و عاصیم نام نهی
حکیم عمر خیام نیشابوری
سلاخی می گریست...

سلاخی
می گریست
به قناری ی کوچکی
دل باخته بود.
احمد شاملو
خوش قولی
امروز نمی خواستم چیزی بنویسم اما دیروز تو وبلاگم قول داده بودم زود به زود آپ کنم واسه همین گفتم یکم از خاطرات نه چندان دور(٢۴ ساعت گذشته!)بگم.
می دونی دیروز تو تاکسی نشسته بودم که یه بچه از باباش درباره ی غرق شدن قایق یک مدرسه ی دخترونه پرسید(موضوع واسه چند ساله پیشه)تا اینجا اصلا چیز مهمی نبود اما یکهو بچه اظهاره نظری کرد که نمی دونم چرا ولی به نظر من فوق العاده شاعرانه اومد گفت:"بابا حتما بچه ها(غرق شدگان حادثه)تا حالا تو آب پیر شدن" پدرش توضیح داد که اونا رو در اوردن و خاک کردن بچه پرسید پس یعنی زیر خاک پیر شدن!باباش گفت نه پرسید پس یعنی جوون موندن؟
بقیه ی داستان مهم نیست از نظر من اون بچه بدون اینکه متوجه باشه مفهوم زندگی پس از مرگ رو با ساده ترین الفاظ بیان کرد گویی مرگ فقط یک قرار داد است که فقط هست و هیچ تاثیری بر آدمی ندارد.(هر کس نظر دیگری دارد بگوید)
خبر خوب ورزشی اینکه میلان در خانه ی سیه نا ٢ بر ١ پیروز شدتا موقتا صدر نشین سری آ باشد.
تماس فرت
ماه رمضان
نمی دونم که چی شد که دوباره به سرم زد وبلاگ بنویسم (شاید بخاطر این کتاب "قصه کوچکترین مدرسه ی دنیا" باشه) اما تصمیم گرفتم یه تغییر کلی تو سبک نوشتنم ایجاد کنم. نمونش همین پست اول. تا بحال موضوعاتی که می نوشتم هیچ ربطی به خود من نداشت ولی از این به بعد سعی می کنم بیشتر تجربیات و احساسات درونی خودم رو بیان کنم.(فکر می کنم در این صورت عنوان وبلاگ زیاد با مطالبش جور در نیاد)
خوب با توجه به اینکه مدت بسیار زیادی رو دور از دنیای وبلاگ نویسی بودم امروز کلی حرف دارم براتون. نمی دونم از کجا بگم از پیش دانشگاهی ، کنکور یا ماه رمضان.با توجه به اینکه ماه رمضون اتفاق نزدیک تریه(امروز) از روزه داری و آدابش می گم.
به نظر شما چرا این ماه اینقدر خاص شده یه وقت اشتباه نکنید بخاطر روزه بودن نمی گم منظورم اینه که چرا مردمی که تو ماه های دیگه حتی محرم اینقدر راحت سر هم کلاه می ذارن اینقدر راحت دروغ می گن با آبروی هم بازی می کنن ، غیبت نقل مجالسشونه تو این ماه یهو تبدیل می شن به فرشته ی پاکی که هیچ وقت گناه نمی کنه(با کمی اغراق) آمار جرم و جنایت می آد پایین همه خلافکارا غلاف می کنن حتی طلاق هم کم می شه. یه وقت فکر نکنین می گم مردم نباید این کارا رو بکنن برعکس می گم چرا ما نباید همیشه اینطوری باشیم(خودمم همینطور)
در هر حال ممنون که این پست من رو خوندین (می دونم حوصله تون سر رفت) ولی یه توصیه به اونایی دارم که می خوان از ماه رمضون خوب استفاده کنن همین امروز که اول ماه مبارکه برین از تو صحیفه ی سجادیه دعای وداع با این ماه رو بخونین تا قدر این روز ها رو بدونین.
عزت زیاد
Javdane tar az lord voldemort
Alan ke daram in matlabo minevisam sa'at daghighan 1:00 am rooze jome 6 mehre 1386 ast ta chand saate digar akharin ketabe harry potter ke tavassote v.Eslamiye tarjome shode varede bazare iran mishavad.Ghaedatan man nabayad az payane dastan etelaE dashte basham amma yek chiz ro midoonam.Inke Dge ta abad tamamiye bache haye donya dastan jadidi baraye khoondan daran va inke Rowling ba in dastan ta abad dar zehne koodakan baghi mimanad va in khod yani javdanegi.Chizi ke dark lord dar tamamiye dastan haye harry potter arezooye residan be an ra dash.Va baraye residan be in arezoo 7 janpich sakht hala Rowling ham javdane shode zira 7 ketab neveshte ke naghshe janpich ra baraye oo ifa mikonad vali ghodrate an besyar bishtar ast zira janpich haye mamooli 1 nafar ra bishtar nemitavanand taskhir konand amma ketabhaye Rowling million ha nafar dar sarasare jahan ra taskhir karde.Ehtemalan shoma ham manande man in hes ra tajrobe karde Ed ke vaghti harry potter mikhanid digar nemidanid kojaEd va zaman chegoone migozarad.Be hamatoon tosiye mikonam hatman in ketab ro bekoonin.Khodam ham ehtemalan bad az khundane ketab 2bare blogam ro up mikonam va tozihate bishtari midam.Dar akhar mikham ba akharin jomle az avvalin fasle ketabe 1 harfam ra payan bebaram. ***zende bad Harry Potter pesari ke zende mand.***
امشب تا صبح بيداريم
امشب بزرگترین رویداد سال فوتبال جهان بوقوع خواهد پیوست.رویدادی که بوی انتقام یا تکرار خوشترین لحظات را میدهد.میتوانم تصور کنم که در پایان امشب یکی از این دو تصویر را خواهیم دید. اولی شادی کاپیتان اسطورهای میلان همراه جام قهرمانی و دیگری لبخند جرارد و اعتراضهای گتوزو البته امیدوارم صحنهی دوم را هرگز نبینم.
از نظر من امشب نقطهی تقابل خلاقیت و ضد فوتبال است. کافی است به ۴ بازی آخر این دو تیم در جام قهرمانان نگاهی بیاندازیم.از دیدگاه من ساکنین بندر آنفیلد مجرماند و جرم آنها کشتن خلاقیت است این کاملا در بازی این تیم در مقابل بارسا و چلسی احساس میشد تیمهایی که سرشار از خلاقیت بودند.اما در مقابل میلان با خلاقیت بالای خود تکنیک افرادی چون رونالدو را در خود حل کرد.
من نتیجهی بازی رو ۳ بر ۱ به نفع روسونری پیشبینی میکنم.(و از شما هم میخواهم آن را پیشبینی کنید)اما یک حقیقت تلخ وجود دارد و آن این است که بعد از این بازی پائولو مالدینی فوق ستارهی میلان را دیگر در جام قهرمانان نخواهیم دید و چه زیباست اگر این خداحافظی با بالا بردن جام باشد.
زلف آشفته
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی بر دست
نرگسـش عربده جوی و لبـش افسـوس کنـان نیم شب دوش بـبـالیـن من آمد بنشـست
ســـر فـــرا گــوش مــن آورد و بــه آواز حــزیــن گفتای عاشق دیرینه من خوابت هست؟!
عاشـقـی را کـه چـنـیـن باده شـبـگیـر دهـنـد کـافـر عشـق بـود گـر نـشـود بـاده پـرســت
بـرو ای زاهـد و بـر درد کـشـان خـورده مـگـیـر کـه نـدادنـد جـز ایـن تـحـفـه بـمـا روز السـت
آنـچـه او ریـخـت بـه پـیـمـانـه مـا نـوشـیـدیـم اگر از خمر بهـشـت اسـت و گـر بـاده مسـت
خـنـده جـام مـی و زلـف گــره گــیــر نــگـار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
ايول، ايول، داش کاکا رو ايول
تلوزیون و روشن کردم زدم کانال ۳ یهو اولین چیزی که توجهمو جلب کرد یه استادیوم بود که انگار بالاش شیلنگ گرفته باشن بلافاصله بعد از اون دوربین رفت روی بازیکنهای منچستر و میلان زوم کرد اولین چیزی که توجه همه رو به خودش جلب کرد غیبت اسطورهی میلان بود. پائولو مالدینی که در ۷ فینال از ۹ فینالی که میلان در آنها بوده حظور داشته و در ۴ تای آنها قهرمانی را جشن گرفته دیشب تنها در صورتی میتوانست باز هم در جام قهرمانان بازی کند که میلان این بازی را میبرد.
بازی شروع شد و ترکیب میلان این بود :دیدا ،ادو ،نستا ،پیرلو ،کالادزه ،یانکلوفسکی ،سیدورف ،کاکا، گتوزو ،آمبروزینی و انزاگی(با اینکه یازیکنهای منچستر ارزش اسم بردن رو هم ندارند اما)۱۱ بازیکن منچستر فاندرسار ،ویدیچ ،اوشی ،هاینتزه ،فلچر ،کریگ ،گیگز ،اسکولز ،رونالدو و رونی
اولین حمله رو میلان روی حرکت کاکا انجام داد که یک پاس عرضی انداخت و توپ بشکل باور نکردنی از جلوی پیپو گذشت.(هنوز ۲ دقیقه نگذشته بود)و این یعنی میلان شروعی طوفانی داشت و همچنین میخواست هر طور شده تعداد فینالهای خود را دو رقمی کند.
هنوز دهمین دقیقه تموم نشده بود که ادو از سمت راست حرکت کرد و توپ را روی دروازه فرستاد سیدورف توپ ادو رو به کاکا پاس داد تا کاکا با ضربهی خودش فریاد شوق تمامی هواداران میلان رو در بیارهاما این تازه اول کار بود دیگه مگه کسی میتونست جلوی کاکا دوام بیاره شده بود تنها ستارهی بازی رونالدو رو هم گتوزو بطور کامل فلج کرده بوددقیقهی ۳۰ پیرلو از همانجا که ادو سانتر کرده بود توپ رو فرستاد و مدافعین منچستر با دستپاچگی توپ را برای سیدورف کاشتند تا او هم درست مانند کاکا فندرسار رو تسلیم کنه.
از این به بعد منچستریها تماما هرز میدویدند.
نیمهی دوم منچستر تونست یه ۱۰ دقیقهای میلان رو تحت فشار قرار بده ولی میلان سوار بازی شد و روی یک ضد حمله آلبرتو جیلاردینو تیر خلاص رو به سر فرگوسن زد تا سنسیرو تبدیل به بزرگترین دنس کلاب جهان بشود.
*میلان در این بازی انتقام رم رو به سختی نگرفت بلکه به تلخی گرفت
*رونالدو جلوی کاکا سر تعظیم فرود آورد
*بهترین بازیکن سال اروپا و جهان مشخص شد(هر چند که خیلی دوست دارم کاپیتان میلان رو به عنوان بازیکن سال میدیدیم)
اما حالا یک فینال تکراری در محلی تقریبا تکراری و بازیکنانی تکراری داریم ولی از لحظه لحظهی این فینال بوی انتقام میآید.
کينه
در اینجا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،در هر نقب چندین حجره،در هر هجره چندین مرد در زنجیر...
از این زنجیریان،یک تن،زناش را در تب تاریک بهتانی به ضرب دشنهئی کشته است.
از این مردان،یکی،در ظهر تابستان سوزان،نان فرزندان خود را،بر سر برزن،به خون نان فروش سخت دندان گرد آغشتهست.
از اینان،چند کس در خلوت یک روز بارانریز بر راه رباخواری نشستهاند
کسانی در سکوت کوچه از دیوار کوتاهی به روی بام جستهاند
کسانی نیمشب،در گورهای تازه،دندان طلای مردگان را میشکستهاند.
من اما هیچ کس را در شبی تاریک و توفانی نکشتهام
من اما راه بر مرد رباخواری نبستهام
من اما نیمههای شب ز بامی بر سر بامی نجستهام.
در اینجا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،در هر نقب چندین حجره،در هر هجره چندین مرد در زنجیر...
در این زنجیریان هستند مردانی که مردار زنان را دوست میدارند.
در این زنجیریان هستند مردانی که در رویایشان هر شب زنی در وحشت مرگ،از جگر بر میکشد فریاد.
من اما،در زنان چیزی نمییابم-گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان،خاموش-
من اما،در دل کهسار رویاهای خود،جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علفهای بیابانی که میرویند و میپوسند و میخشکند و میریزند،با چیزی ندارم گوش.
مرا گر خود نبود این بند،شاید بامدادی،همچو یادی دور و لغزان،میگذشتم از تراز خاک سرد پست...
جرم این است!
جرم این است!
تولد،تولد،تولدش مبارک
اگه از کسی بپرسید که الان بهترین و درخشانترین ستارهی میلان کیه شک نکنید که همهی اونها بعد از اسم مالدینی و پیرلو و ... قطعا نام کاکا رو میبرن.
حالا کهچی؟
امروز یعنی دوم اردیبهشت تولد کاکا.(الان وقت ندارم بعدا کاملش میکنم)
